هفده ماهگی ابرکم
عروسک مامان هفده ماهگیت مبااااااارک نرجس خانوم قشنگ ما این ماه هم یه سری تغییر و تحول جالب داشتی وقتی خوابت میاد میری رو تشکت و سرتو میزاری رو بالشت و میگی لا لا تا بگم نرجس خانوم برام لالایی بخون تا بخوابم سریع میای واسم لالایی میخونی دمر میخوابم میگم ماساژم بده میای و مث باباجونت یه پاتو میزاری رو کمرم یه پای دیگه هم زمین و ماساژم میدی یا هم اینکه میشینی رو کمرم و بادستت مثلا کتفم رو مشت مالی میکنی آخرش هم باید رو کمرم پیتمو پیتکو کنی حرف زدنت هم همچنان در حال پیشرفته و کلی برا خودت سخنرانی میکنی البته با زبان خودت به مهر و مبل هر دو میگی م با ضمه رأ با فتحه یعنی رفت بعضی وقتا هم می...





